خرید بک لینک
فکر کنم توی زندگی هر مهاجری یک لحظه می رسد که بند نافش با مام میهن بریده می شود، بال بال زدنش برای وطن کمتر و کمتر می شود و به چیزهایی در حد دل تنگی های گاه به گاه برای نان سنگک خاشخاشی تازهاین آغاز بریده شدن از خاکی است که یک روزی همه ی معنی وطن بود و ادم را با همه خوبی ها و بدی هاش در خود جا داده

برچسب: نویسنده: پارسا یزدانی تاريخ: چهارشنبه 11 اسفند 1400 ساعت: 0:47

نواب هم در عنفوان جوانی پرکشید خسته بود و به انتها نزدیک شده بود ولی چه زود،غم ازدست دادنت سخت و باورنکردنی بود خوشحالم برات که جات هر جا باشه بهتر از اینجاست خوش قلبی و مهربانی تو رو هیچ وقت فراموش نمیکنم صدات هنوز توی گوشم میپیچه مرد،خیلی حرفها هست که بگم ولی سکوت میکنم به احترامت روحت در آرامش

برچسب: نویسنده: پارسا یزدانی تاريخ: چهارشنبه 11 اسفند 1400 ساعت: 0:47

سلاممتن ننه ننه بود رو من نوشتماما ظاهرا کس دیگری ,,این متن را بنام خودش زده و بنوعی سرقت ادبی کرده است.قسمت دوم این متن هم نوشتم..براتون میفرستماگه دوست داشتید,,با توصیحات بالا به اشتراک بگذارید.ممنونمحمید امیدواری..ایل باصری, فارس ,شیراز *ننه هنوز,ننه هست*خورشید چون پلنگی مغرور اما, خسته روی

برچسب: نویسنده: پارسا یزدانی تاريخ: چهارشنبه 11 اسفند 1400 ساعت: 0:47

صفحه بندی